این قسمت: بازنده دنیا و آخرت : عمر سعد
فرمانده 37 ساله سپاه کوفه. پدرش سعد بن ابی وقاص از یاران اصلی پیامبر(ص) بود که توانست در زمان خلیفه دوم ایران را فتح کند و پسرش, عمر 17 ساله با او همراه بود.سعد پایه گذار اصلی کوفه بود برای همین بهترین خانه هم به خانواده او رسید.
سعد ابی وقاص جزو شش نفری بود که عمر بن خطاب به عنوان شورای تعیین خلیفه بعد از خودش انتخاب کرده بود و او هم به عثمان رای داد.(طلحه و زبیر به علی (ع) و عبد الرحمن بن عوف و سعد بن عثمان رای دادند)در ماجرای حکمیت در دومه الجندل بود و از نزدیک حرفهای عمروعاص و ابوموسی اشعری را شنید و به پدرش گفت ادعای خلافت کند که پدرش قبول نکرد.
در زمان معاویه جزو کسانی بود که شهادت داد حجربن عدی,از یاران امام حسن(ع) کافر شده و پای حکم اعدام او را امضا کرد.
مسلم بن عقیل چون که عمر بن سعد از اقوام قریشی بود و با بنی هاشم فامیل بود,او را به عنوان وصی اش معرفی کرد.اول قرار بود با سپاهی 10 هزار نفری به ری و گیلان برود و شورش آنجا را بخواباند و حاکم ری شود اما وقتی که ابن زیاد دید حسین(ع)دارد به کوفه می آید به او گفت اول این ماجرا را حل کن بعد به ری برو.
ابن سعد و سپاهش سوم محرم- یک روز بعد از ورود امام (ع) به کربلا- به این منطقه رسید.بارها مذاکراتی با امام (ع) داشت تا او را وادار به بیعت با یزید کند اما امام(ع) قبول نکرد.
امام به او گفت از گندم ری نخواهی خورد,او هم گفت به جوی ری راضی ام.چندان مایل به جنگ نبوداما وقتی دید شمر آمده تا فرماندهی را از او بگیرد همان عصر نهم محرم فرمان حمله داد که با درخواست امام(ع),جنگ به روز عاشورا افتاد.اولین کسی بود که به سمت خیمه ها تیر پرتاب کرد.در جنگ نظاره گر بود و بعد از شهادت امام(ع)دستور غارت داد و گفت با اسب از روی اجساد رد شوند.
وقتی به کوفه رسید حکم حکومت ری را خواست,ابن زیاد هم زیرقولش زد و گفت تو اول حکم قتل حسین(ع)را که بهت دادم نشانم بده تا من حکم حکومت ری را بدهم.وقتی در سال65 توابین قیام کردند از کوفه فرار کرد.
سال بعدش هم وقتی مختار قیام کرد چون شوهر خواهر او بود,اول در امان ماند اما وقتی همه همراهانش در کربلا کشته شدند,فهمید اوضاع بهم ریخته ,خواست در برود که نیروهای مختار او را کشتند. مختار سر او و پسرش حفص را برای محمد حنیفه در مدینه فرستاد.
...
